افق نگاه خاندان پهلوی در دوران ۵۸ ساله حکمرانیشان، درباریان و سرمایهداران کشور بودند که مدام در معرض نگاهشان قرار داشتند. طبقات دیگر جامعه که یک قشر مطلق روستانشین و حاشیهنشین شهرها بودند، هرگز در معرض این نگاه قرار نگرفتند تا اینکه با امواج برخاسته از این طبقه، بساط حکمرانی تاج و تخت از کشور برچیده و دوران سرگردانی خاندان پهلوی در غربت غرب آغاز شد. بازماندگان سلطنت آنقدر با خود بردند که از لحظه فرار از کشور، سرمایههای غارت شده بیتالمال هنوز شکم آنها را پر میکند. بخش زیادی از این ثروت غارت شده البته صرف مدیریت رسانههایی میشود که تلاش میکنند از دودمانی مفسد، چهرههایی خدمتگزار به جامعه معرفی کنند. شبکههای بیبیسی و منوتو از عمدهترین رسانههای جیرهخوار پهلوی هستند که با سرمایههای غارت شده از ایران، توان خود را در خدمت مهره سوختهای قرار دادهاند که ۴۴ سال از عمرش را هر شب در رؤیای نشستن روی تخت پادشاهی به رختخواب رفته، اما هر صبح با کابوسی تازه از خواب بیدار میشود. محتواهایی که در این شبکهها در قالب مستند تولید و در شبکههای اجتماعی هم بازنشر میشود، بخشی از زندگی اشرافی است که آن را به همه طبقات اجتماعی معطوف میکنند. در این محتواها تصویری از جمعیت ۷۰ درصدی روستاییان یا ساکنان جنوب شهرها که از بدیهیترین امکانات زندگی مثل آب و برق محروم بودند نشان داده نمیشود. سیدرسول در فیلم گوزنها با بازی بهروز وثوقی هم یکی از آدمهای همین طبقه اجتماعی است که در بیغولههای جنوب تهران در خماری همان طبقه مرفه پای بساط فلاکت و بدبختی و بدنامی مینشیند یا فیلم قیصر که نشاندهنده وضعیت معیشت کارگری از طبقه فرودست جامعه است که حتی در پایتخت مدعی پیشرفت شغل کارگری هم پیدا نمیکند و به ناچار برای پیدا کردن لقمهای نان راهی اهواز میشود و پس از بازگشت به دام ماجرایی جنایی میافتد. این فیلم هم خاکسترنشینی این طبقه بزرگ اجتماعی را به خوبی عیان میکند، اما این طبقات اجتماعی هیچوقت در معرض نگاه این رسانهها قرار نمیگیرند. «این خانه سیاه است»، مستندی از فروغ فرخزاد هم روایتهای سیاهی از روسیاهی حاکمان را در جامعهای روایت میکند که حاکمانش آنها را به نسیانی ابدی سپردهاند. مستنداتی که در دوره پهلوی و در زمان حاکمیت پهلوی تولید شده، اما ترجیعبند شکلگرفته این است که تصاویر روتوش شده از جلوههای پیشرفت دوره پهلوی به کلیت جامعه نسبت داده شود که این امر دروغی بزرگ است که با پیشینهای که وجود دارد در باور خودشان هم نمیگنجد.